
جام جم:ديروز در همين روزنامه جام جم خودمان و زير همين ستون خودمان مطلبي را خواندم که چون به خاطر پاره اي روحيات و احساسات قلمبه شده هنري شديدا رقيق القلب و الاحساس هستم ، في المجلس اشکم سرازير شد و اگر جلوش را نگرفته بودم ، هر آينه خودم را آب برده بود.
متن خبر درباره خرسهاي قطبي بود.
توضيح جانورشناختي: خرس قطبي اصطلاحا به خرسي مي گويند که اهل قطب مي باشد.
بعضي آدمهاي خرس نشناس به اشتباه چنين مي پندارند که خرس قطبي يعني خرسي که قطب مثبت و منفي دارد.
در خبر آمده بود که آخرين بررسي هاي علمي و عملي نشان از آن دارد که خرسهاي قطبي -که يکي از گونه هاي جذاب طبيعت به شمار مي روند- تنها در صورتي مي توانند از خطر انقراض نجات يابند که مورد توجه و نگهداري ويژه قرار گيرند. ظاهرا شکار بي رويه ، آلودگي هاي محيط زيست ، گرمايش زمين و تغيير محيط زيست آنها از جمله عوامل اصلي اين خطرات اعلام شده است. فکر کنم اشک شما هم درآمد. باور کنيد ديگر طاقت انقراض نداريم. همان نسل دايناسورهاي عظيم الجثه در ازمنه ماضي بعيد، منقرض شدند، براي هفت پشت مان کافي است. هنوز که هنوز است ، به دنبال يک تکه استخوان يا بخشي از فسيل شان ، تمام سوراخ سمبه هاي کره زمين را زير و رو مي کنيم. فلذاست که ديگر حوصله انقراض خرسها را نداريم. آن هم خرسهايي که مي گويند کندن يک مو از آنها غنيمت است.
اعلام حمايت: در راستاي آنچه عرض شد، بنده به سهم ناچيز خود، حاضرم نگهداري ويژه يک عدد خرس قطبي را به عهده گيرم و شخصا متقبل تمام هزينه هاي وي گردم. خوشبختانه از سال آينده ، دستم کمي بازتر خواهد شد؛ طوري که همين ديروز در خبرها آمده بود، از فروردين سال آينده با اجرايي شدن لايحه خدمات کشوري ، هيچ کارمندي کمتر از 235هزار تومان حقوق نخواهد گرفت.
توضيح ضروري: دوستي بنده هم از نوع «خاله خرسي»اش نيست. وقتي که مي گويم حاضرم از يک خرس قطبي جهت جلوگيري از انقراضش نگهداري کنم ، مطمئن باشيد به نحو احسن اين عمل خرس دوستانه را انجام خواهم داد.
بيت خرسناک: ميان خرس من با خاله خرسه
تفاوت از زمين تا زيرزمين است!